![]() |
![]() |
|
| هر آنچه بر زبان صدق قلم جاریست... |
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
مي خواهم بنويسم...
حس نوشتن دلواره هايي كه تا كنون جايي جز حريم قلبم نداشته و اكنون بر صفحات اينجا جاري مي شود زيباست. اين هم حكايتيست، كم و بيش هم عجيب است. نمي دانم شايد اين همان است كه نام تقدير را بر آن نهاده اند! شايد هم نه... كه مي داند؟ چه كسي را مي شناسيد كه بداند؟ جز او كه بايد... چه كسي براي ما چيزي را مي خواهد كه بي ترديد از تمام پنداشته ها، برايمان سودمند تر است؛ جز او؟!! زندگي را به تن پوش عزم و خواسته ام مزين مي كنم و تنها مدد از كسي مي جويم كه بايد، چرا كه مي دانم حقيقتا اتفاقي حادث نمي شود مگر اينكه او بخواهد و او نمي خواهد مگر اينكه خير بنده اش در آن باشد... بلاشك تنها عادل راستين اوست كه مي تواند بهترين ها را براي ما رقم بزند. پس به ياد او، به نام عشق و به خاطر يگانه عشق زندگي ام؛ مي خواهم بنويسم... |
|
RSS
|